على گيلانى

25

مجربات حكيم على گيلانى ( فارسى )

كه محجمه بر موضع الم بماند و ماده را در همين‌جا صرف كنند و به‌پزانند يا بشكافند و از همين راه دفع كنند تا مرض به سل نانجامد و و امّا او را در راه رفتن كجى در پشت ظاهر شود و گاهى درد پهلو حادث شود و در روزهاى بحران مثل چهارم و هفتم و يازدهم و چهاردهم اگر دوا بر نهج مستقيم باشد غذا و دوا ندهند و اگر مرض ديگر نياميزد مثل شوصه و غير آن و يا تب ديگر با تب او مركب شود و ايام بحران هر دو مختلف شود ضابطهء آن را نيكو نگاهدارند و يك بار حكم برداءت بحران بكنند و در آن روز بحران غذا و دوا منع كنند و از شدت و فتوريت توان استدلال كرد كه كدام خلط يا مادهء اين مرض آميخته است تدبير بر طبق آن كردن و اگر در آن اول نفث مده شروع كنند دليل آنست كه زود بصلاح آيد و اگر بعد از فصد نفث كمتر شود رعاف يا ادرار بول يا عرق شود بسيار نترسد كه گاه باشد كه طبيعت مدد كند بقيه ماده را از راههاى مختلف دفع مىكند بايد كه درين مرض بر حذر باشد از معالجه كه مرض خطير و استدلال از علامات نيك و بسيار كنند چنانچه سلامت بودن حواس و برجا بودن عقل و طلب غذا اگر چه تفاوت بود دليل خوبى است و اگر گاهى خواب كنند و حركت چشم بطريق اوقات سابق بود تب اگر فتور گاهى پيدا كند بغايت خوب است على الخصوص سر بينى اگر خشك و لاغر شده باشد و چند اين حالات و هذيان و سياهى بسيار بر زبان و كثرت آب در دهان و ماليدن لب برهم و بوى زنگ آهن كه از وى آيد و ضعف قوت و رفتن آب چشم و كمى رونق چشم و حركات عبث به ابروى خود و ريش خود كه گويا خاشاك مىچيند هر يكى ازين علامات بد است و اگر بعد از فصد و تدابير ماده به ريه آيد و بطريق نفث دفع مىشده باشد مدد كنند بشربت بنفشه كه با قند سفيد پخته باشند